۱۳۹۰ تیر ۱, چهارشنبه

درخواست جمعی از وبلاگ نویسان سبز از مراجع برای حمایت عملی از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی


علمای عظام، حضرات آیات یوسف صانعی، بیات زنجانی،  سید علی محمّد دستغیب، و موسوی اردبیلی

 

همانطور که خود بهتر از ما مستحضرید 12 نفر از شایسته ترین فرزندان این سرزمین، در اعتراض به وضعیت اسفناک زندان ها و احقاق حقوق حقه و قانونی خود و همچنین رسیدگی به پرونده شهادت هاله سحابی و هدی صابر، دست به اعتصاب غذا زده اند. در زمانی که جناب آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به  دلیل ایستادگی بر استیفای حقوق مردم  در زندان خانگی به سر می برند،  انتظار از حضرات عالی،  به عنوان شخصیت هایی که مورد وثوق بخش هایی از جامعه هستید، آن بود که از تمام پتانسیل و توان خود برای شکست این فضا استفاده نمایید.
در دو سال گذشته علیرغم هشدار ناصحان نسبت به ظلم های کثیر و مشهود حاکمان، دیدید و دیدیم که سخن با کنایه گفتن با این حکومت موثر نمی افتد. کار از اعوذ و لاحول گذشته است و ظلم امروز، تدبیری صریح تر می طلبد. تمثیل های تاریخی فرعون و یزید را این حکومت نمی فهمد. توقع آن است که صریح تر سخن بگویید اگر واقعا عزمی بر سخن گفتن وجود دارد! پیشگامی علما و مراجع صدر مشروطه و راه کار عملی و راهگشای آن ها دراعلام تحصن و بست نشینی و اعتراض به حاکمیت مستبد وقت در حافظه تاریخی ملت در حال فراموشی هست. نه تنها آن خاطرات رنگ افسانه به خود گرفته است، بلکه این موضوع که که بخش عمده تقصیرات چه در شکل گیری نطفه این حکومت ناخلف و چه در تداوم حیات مریضش، بر عهده علمای حوزه و نهادهای مذهبی- سیاسی کشور است، توقع بیشتری را نسبت به مسئولیت پذیری و تلاش و جهاد علما در رفع این مظالم ایجاد نموده است.   خفقان و مظالمی که امروز با استظهار به دین اسلام و همراهی و تایید تعدادی از علما و مراجع بر مردم روا می رود، اگر مشروعیتش ستانده نشود، تصویری به غایت ناخوشایند در خاطرات امروز و فردای مردم ایران باقی خواهد گذاشت و اندک ارج و قربی که برای معدود علمای مستقل  از جمله حضرات عالی  باقی مانده است نیز در این بیدادگاه تاریخ رنگ خواهد باخت.
لذا نگارندگان این نامه از شما می خواهند که در صورت تغییر نیافتن اوضاع و ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی، با اعلام اعتصاب غذای عمومی و تحصن در اماکن متبرکه، عموم مردم را به حمایت از خواسته های به حق زندانیان سیاسی دعوت نمایید. این انتظاری بود که در همان  هنگام دستگیری آقایان موسوی و کروبی  نیز از شما می رفت ولی به هر حال تا امروز محقق نشده است. اگر قائل به تکلیف در اعتراض  به جنایت های ضد انسانی به نام دین هستید، امروز وقت آن است که از مقام کلام و عتاب فراتر رفته و از همه پتانسیل موجود برای اقدامی عملی در این راستا استفاده نمایید و انتظاری که در جامعه از شما بوجود آمده است را پاسخ بگویید. آیندگان رفتار ما و شما و ایشان را به قضاوت خواهند نشست. آنان  از شما  خواهند پرسید اگر ادعای آن را دارید که اسلام دین حریت و آزادی است، پس چرا در آن بزنگه تاریخی، هیچ اقدام عملی از مراجع و علمای مستقل سرنزد! امیدواریم که ما و شما در پیشگاه تاریخ و در برابر پرونده عملکرد خویش روسپید باشیم.


    1-  آخرین لیست وبلاگ های امضا کننده را از http://akarim8808.blogspot.com دنبال نمایید.

   2-  در صورت تمایل به  امضا نمودن این نامه و اضافه شدن به این لیست، پس از انتشار این مطلب در وبلاگ خود، آدرس لینک مربوطه را به آدرس ahmadsaidi8808@gmail.com  ایمیل نمایید.

۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه

جنبش سبز نام حقیقی من



یک جمعیت موثری تو این مملکت هست که هنوز نتوانسته برای خودش نان و نشانی داشته باشد و به اصطلاح شناسنامه دار نیست . به همین دلیل یا دیگران براش اسم انتخاب میکنند یا خودش زیر نام دیگرانی قرار میگیرد که در آن مقطع خاص از همه به آنها وطرزفکر شان نزدیکتر است . خود من به عنوان یک "نمونه تیپیکال"  از این جمعیت تا قبل از 2 خرداد 76 اسمم به لحاظ سیاسی "عنصر ضد انقلاب" بود(از این واژه عنصر خیلی نفرت دارم) .. بعد از دوم خرداد نامم شد "اصلاحطلب" بخشی از ملت بزرگ و سرافرازی که به " نظام" لبیک گفتند و قصد اصلاح امور را داشتند. زیاد مهم نبود ابن نام را هم پذیرفتم ,شرایط بهتر زندگی بهتر. میگفتم اصلاحات را ادامه میدیم تا "آخرش" .
در مجلس ششم هم در انتخابات شرکت کردم و بعد از گندکاری های اصلاحطلبان در دور دوم ریاست جمهوری . انتخابات مجلس هفتم را تحریم کردم. در اینجا نامم تغییر یافت به "جماعت خاموش" اسم با مسمائی نبود اما بهر حال برای اولین بار متعلق به خودم بود. در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم " تحریم کننده "  شدم.

 و بعد از انتخابات سال 88 شدم جنبش سبز . جنبش سبز حقیقی ترین  نامی ست که تا به حال داشته ام . در کل این حکومت اسلامی من  فقط قادر بودم چهارتا فریاد بزنم که بیان حقیقت من است 
1- "رای من کجاست؟
2- نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران 
3- استقلال آزادی جمهوری ایرانی 
4- مرگ بر اصل ولایت فقیه
 و این چهار فریاد را به جنبش سبز مدیونم

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

من هنوز زنده ام و انسانم .من ایرانیم و اینجا ایران من است


اگر میتوانستم در فراخوان 22 خرداد شرکت نکنم , در اینصورت خیلی کارهای دیگر هم هست که می توانستم انجام دهم , مثلا می توانم یارانم را درخطرناکترین شرایط تنها رها کنم و خود خطر نکنم, میتوانم با نگاهی بی تفاوت به چهره سهراب و فرزاد و محمد ...نگاه کنم و هیچ اشکی نریزم. می توانم در حالیکه شام میخورم فیلم کشته شدن ندا را تماشا کنم و لبخندی از روی احساس امنیت بزنم. میتوانم فریادهای مادر سهراب و و چهره مادر فرزاد را در حالی که قاب عکس فرزندش را بدست گرفته فراموش کنم و تا صبح و صدها صبح دیگر آسوده بخوابم. میتوانم از ته دل بخندم بدون اینکه پس زمینه ای از غم یاران دربند در دلم نهفته باشد . میتوانستم بخود بگویم بمن چه مربوطه که مهندس طبرزدی وشیوا و احمد وبهاره و مجید ...در زندان و زیرشکنجه اوباش  گرفتار هستند . خودشان اینطور خواسته اند و از اینکه من اینهمه زرنگم به خود ببالم .در آن صورت  به من هیچ ربطی نداشت که نسرین ستوده فرزند خردسالش را نمیبیند . منصور اسانلو خانواده اش را به اندازه ما دوست دارد ولی بخاطر چیزی  بنام شرف و میهن و رنج دیگران سالهاست که از عزیزانش دست کشیده است. 
شرف, میهن , آزادی و احساس  همدردی با رنج ودرد دیگران و یاران  چه واژه های مضحکی می توانست باشد اگر من در بتوانم در فراخوان 22 خرداد و هر روز دیگر که فرصتی ست برای اعتراض  شرکت نکنم و فریاد نزنم که:

 " آی حرومزادها من هنوز زنده ام وانسانم. من ایرانیم و اینجا ایران من است"

نه من نمی توانم آنگونه باشم من 22 خرداد خواهم رفت  و همه روزهای دیگر را و فریاد سبزآزادگی و انسانیت را سر خواهم داد. یاران من تنها نخواهند ماند چرا که من هستم و من نیز تنها نخواهم بود چرا که یاران من هستند . نسرین ستوده و بقیه یاران دربند صدای ما را از پشت میله ها و سلولها خواهند شنید. مادر فرزاد و سهراب و دهها مادر و پدر داغدیده آرام خواهند گرفت. دریاچه ارومیه را نجات خواهیم داد چرا که باران خواهد آمد و رودخانه ها هم با شنیدن فریاد  ما طغیان خواهند کرد. نخواهیم گذاشت  حکومت جهل و دروغ و تقلب و مرگ و وحشت  بر سرزمین پاکی و راستی و جوانمردی دوام یابد . سرزمین کوروش  و بابک و سهراب و ندا و فرزادها را از خلیفه ستمکار و ضحاک ماردوش پس خواهیم گرفت. چرخها را به حرکت در خواهیم آورد ودر این سرزمین  گرسنه ای باقی نخواهد ماند...


هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن
                از بهای آزادیِ آدمی
                                        افزون باشد.

جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش
بارویی پی‌افکندن 

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم

احمد شاملو.

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

تظاهرات سکوت از 6 تا 8 بعد از ظهر طرح مناسبی ست, متحد شویم, فعالیت را شروع کنیم


1- به عنوان یک سبز داخل کشور میگویم , بر خلاف نظرات رایج در فضای مجازی نکته قابل توجه و مهم طرح ارائه شده از طرف شورای هماهنگی همین کلمه " سکوت" است که در صورت تبلیغ مناسب می تواند باعث افزایش جمعیت گردد. یادمان باشد که ما الان دوران رکود جنبش را میگذرانیم و مثل یک وسیله نقلیه که در وضعیت سکون بسر میبرد بایدحرکت را با دنده یک و سرعت کم شروع کرد . من به دوستان سبز در فضای مجازی توصیه میکنم, فعالیتهای تبلیغی را از همین الان شروع کنند و اتفاقا روی همین واژه سکوت بیشتر تاکید کنند تاجمعیت  بیشتری به حضور تشویق شوند. نگران شعار هم نباشند . در صورتی که جمعیت به حد قابل توجهی رسید خودبخود شعار هم داده خواهد شد.

2- شورای هماهنگی که بدون اشکال نمی شود . اما هر چه که هست تنها مرکز هماهنگی جنبش است . پس به تصمیمات شورای هماهنگی احترام بگذاریم. در مورد شورا باید تا زمانی که مرکز قویتری جایگزین آن نشده است , باید روش اصلاحطلبانه را بکار ببریم نه براندازانه
3- فرصت زیادی نیست باید فعالیت را شروع کنیم. باید نه فقط ما در فضای مجازی,  بلکه همه جامعه میلیونی سبز از برنامه با خبر باشند – پیشنهاد میکنم هر کدام از فعالین سبز مجموعه ای از وظایف زیر را به عهده گیرند و انجام دهند:

- هر فعال سبز یک لیست حداقل 30 نفره از "مردم"(فامیل,همکار) را تحت پوشش خبر رسانی قرار دهد و به حضور در روز 22 خرداد پیگیرانه ترغیبشان کند . بخصوص استفاده از واژه"تظاهرات سکوت" میتواند به ترغیب و تشویق مردم کمک کند
- هر فعال سبز در ایران تا 22 خرداد حداقل روزی 10 اسکناس را شعار نویس کند به این صورت:
تظاهرات سکوت 22 خرداد از ولی عصر تا ونک  6 تا 8 بعد ازظهر
- شعار نویسی روی دیوار  
- تابلو اعلانات مجتمع های مسکونی جهت قرار دادن اعلامیه

4- شورای هماهنگی هم بجای اجرای روش چوپان سالاری میتواند چندین طرح اعتراضی را به معرض نظر سنجی بگذارد تا احساس مشارکت را در فعالان سبز و شهروندان که خود را به حق صاحب نظر میدانند برانگیزد و مخالفتها را کاهش دهد . در ضمن طرح تظاهرات سکوت صرفا برای تهران کاربرد دارد . من همچنان روی طرح "تحریم خیابان" از 8 تا 10 صبح بعنوان یک طرح سراسری(در کنار تظاهرات سکوت)تاکید میکنم

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

تصمیم گیری درمورد 22 خرداد را به سبزهای داخل ایران واگذار کنیم


1- فضای مجازی برای ایرانیان داخل فضای سازماندهی و تصمیم گیری های 
سرنوشت سازی ست که میتواند به بود و نبود آنان منجر گردد. مسلما سهراب و محمد مختاری روز از قبل شهادتشان مثل هزاران کاربر دیگر پای اینترنت نشسته بودند تا ببینند فردا چه باید کنند – اما برای ایرانیان خارج از کشور هر چقدر هم مصمم و جدی باشند موضوع در این حد نیست

2- شرایط در ایران را فقط با بودن و زندگی کردن در میان مردم میتوان تا حدودی درک کرد. از فضای مجازی نمی توان گرما و شدت آتش را فهمید. بنابراین اکثر فراخوانهائی که در فضای مجازی صادر میشود مثل الله و اکبر های خلق الساعه , هجوم بردن به منزل سحابی و ...حتی در میان یک در صد از مردم شنیده نمی شود چه رسد به اینکه انجام دهند

3- بحث ها زیادی که در فضای مجازی جریان دارد و بسیار پر اهمیت جلوه میکند, اصلا برای ایرانیان داخل کوچکترین اهمیتی ندارد و حتی حاضر نیستند لحظه ای دراینباره فکر کنند که البته  بدلیل شرایط بشدت متفاوت و زندگی در فضای اساسا مختلف , کاملا طبیعی ست . بعنوان مثال بحث در مورد گفته های اخیر خاتمی و آشتی ملی که فضای مجازی را بشدت تحت تاثیر قرار داد درایران درمیان جامعه سبز اصلا مطرح هم نیست. مخالفتهای های اخیر در مورد شورای هماهنگی و راهپیمائی سکوت, و نگرانی  دوستان در مورد دوران طلائی امام و ارتحال و از این قبیل صرفا دغدغه های سروران خارج از کشور است

4- در ایران فقط یک جور میتوان توجه مردم و جامعه سبز را جلب  نمود – تمرکز روی کلیدی ترین مسائل و اتحاد و توافق همگانی روی کمپین های اعتراضی فارغ از اختلاف نظرها .
اخلاقا  درست اینست که طراحی و ایده هر شکل اعتراضی را باید به سبزهای داخل سپرد و از شلوغ کردن فضای مجازی در این قبیل موارد که باعث گم شدن صدای ایرانیان داخل میگردد اجتناب کرد. وظیفه سبزهای خارج کشور که بسیار نیز حیاتی ست فراهم کردن امکانات برای داخلی ها و حمایت از تصمیمات های ایشان است