‏نمایش پست‌ها با برچسب فیسبوک 25 بهمن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیسبوک 25 بهمن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

صفحه فیسبوک 25 بهمن و اهداف ویژه


اگر صفحه فیسبوک 25 بهمن را بعنوان یک سیستم هوشمند در نظر بگیریم پس باید دید که اهداف ویژه این سیستم کدام است. ظاهرا خبررسانی در سطح فضای  مجازی و همچنین حفظ شور و امید و ایجاد یک مرکزیت (یا محل رجوع جماعت سبز) در کنار مراکز دیگر جنبش یکی از اهداف این صفحه بشمار میاید. اما اگر فراخوانها را نیز از دیگر اهداف ویژه صفحه 25 بهمن بدانیم باید بیشتر مورد موشکافی قرارگیرد.

پیش از شروع بحث لازم است با صراحت بیان کنم که پرداختن به صفحه فیسبوک 25 از این منظر که از معدود ستاد های سبز بجا مانده و تاثیر گذار است اهمیت دارد و هدف از چنین نوشته ای چیزی جز تقویت این ستاد و همراهی با ایشان در حد توان نیست. در باقی یادداشت «سیستم» به اختصار بجای «صفحه فیسبوک 25 بهمن» بکاربرده میشود

فراخوان بعنوان یک هدف ویژه:
اگر فراخوان ها را مثل روز عاشورا یا 25 بهمن که در پیش است یک هدف ویژه این سیستم هوشمند محسوب کنیم, ایا سیستم ابزارها و واحد های مورد نیاز( مثل بخش فیدبک, مرکز هدایت, سنسورها) را برای تحقق این هدف ویژه فراهم کرده است؟
فرض کنیم در بیست و پنجم بهمن  نود قرار است فراخوانی اعلام شود که «مردم» در ابعادی گسترده و به اندازه کافی در آن شرکت جویند تا سیستم به «هدف ویژه» خود که اعتراض علنی و قابل مشاهده مردم است, دست یابد. پس تعیین و تعریف خود فراخوان گام اول در رسیدن به هدف است.

1- نوع فراخوان:
مسلما تاکتیک اعتراضی چنانکه اشتباه انتخاب شود مخاطبان خود را در جامعه نمی یابد. مثلا نمی توان مردم را با توجه به شرایط فعلی به حضور و ماندن در خیابانها تا رسیدن به همه خواستها دعوت نمود. آیا می توان فراخوان اعتصاب عمومی داد؟ مسلما خیر چرا که اعتصاب نیاز به سازماندهی در درون و تشکیل هسته های اعتصاب دارد که سیستم فاقد چنین امکاناتی ست. آیا سیستم می تواند مردم را به راهپیمائی همچون بیست و پنج بهمن 89 دعوت نماید؟ تجربه فراخوان اخیرعاشورا چنین امکانی را نفی میکند. بنابراین باید فراخوانی را انتخاب نمود که متناسب با شرایط و «نوع مخاطب» به پیروزی برسد.(فراخوان میدان مبارزه است نه تمرین).
در اینجا فقط بعنوان مثال(جهت خالی نبودن عریضه) دو نوع مختلف فراخوان را به اختصار بررسی میکنم:

الف – تحریم خیابان یا تحریم وسایل نقلیه عمومی و شخصی از 8 تا 10 صبح: مخاطب این فراخوان جماعت سبز روز قدس-عاشورای88 است, طبقه متوسطی که میخواهد اعتراض کند اما فعلا مایل به پرداخت هزینه سنگین نیست. این فراخوان کمترین حد هزینه را به مخاطب تحمیل میکند(سوار ماشین نشدن در 2 ساعت) بنابراین نیاز به "اعتماد" بالائی ندارد.همچنین کاملا قابل مشاهده است.
ب- تحریم مشروط یک کالای خاص مثلا قند وشکر:
این فراخوان مشکلات اقتصادی را هدف قرار میدهد.مخاطبان آن طبقه متوسط وپائین جامعه به لحاظ درآمد است. هدف این تحریم اعتراض به وضعیت گرانی و تورم موجود با پائین کشیدن قیمت این کالا به یک حد معین(مثلا از 2000 تومان به 600 تومان) با یک اقدام دست جمعی ست. نتیجه این تحریم کاملا قابل مشاهده و حتی اندازه گیری ست(کاهش روزمره  قیمت کالا)- وابستگی به یک روز خاص ندارد و می تواند در اعتراض به یک مورد خاص اقتصادی مثلا حذف یارانه انجام شود
تحریم مشروط محصولات ایران خودرو نیز نوع دیگری از این دست فراخوان است که با مطالبه دیگری می تواند تلفیق شود . مثلا تحریم مشروط  محصولات ایران خودرو تا آزادی زندانیان سیاسی 

2- اجزای دیگر سیستم:
بهر حال هر فراخوانی انتخاب شود سیستم نیاز به به یک سنسور یا چشم دقیق و همینطور واحد فیدبک دارد تا نبض جامعه را در اختیار بگیرد. آیا نمی توان میان چند فراخوان مطرح, در سطح جامعه واقعی یک  نظر سنجی انجام داد؟
مسلما منظور زنگ زدن درب منازل نیست و نیازی هم نیست. هر سلول زنده سبز در درون جامعه واقعی ایران که اکنون منفعلانه به لایک و کامنت گذاشتن مشغولند, میتوانند فرم تهیه شده مخصوص نظر سنجی را میان دوستان و آشنایان و همکاران  و اقوام خود ببرند که خود همین کار دست کمی از پخش شبنامه ندارد. فرض کنیم پنجاه هزارنفر سلول سبز بطور متوسط از بیست نفر نظرسنجی کنند در نتیجه یک میلیون نفر مستقیما مورد پرسش واقع خواهند شدو جمعیتی چندبرابراز حرکت مطلع خواهند گردید. بطور خلاصه سیستم باید سلولهای منفعل خود را به فعالیت وادارد. اینکه نتیجه این نظر سنجی تا چه حد(وچگونه) قابل اطمینان خواهد بود مسلما مشکلی لاینحل نیست.

3- هماهنگی با دیگران:
مردم وگروه های کردستان خود به تنهائی فراخوان میگذارند( خاموشی ده دقیقه ای برق منازل) و خارج از کردستان کمتر کسی با خبر میشود. اگر ماشین سرکوب برای همه ما یکسان است پس مبارزه هم باید مشترک باشد. چرا مبارزه را با دیگرگروهها هماهنگ نکنیم؟

4-  سومین دوشنبه اعتراض؛سکوی پرش برای فراخوان 25 بهمن:
می توان سومین دوشنبه اعتراض را بعنوان یک پله از فراخوان 25 بهمن در نظر بگیریم. مثلا تا این دوشنبه بحث نظرسنجی و نوع فراخوان را به اتمام برسانیم و نتیجه را اعلام کنیم. بقیه زمان موجود تا 25 بهمن میتواند به حرکت شعارنویسی,  اسکناس نویسی و تبلیغات برای فراخوان اختصاص یابد

۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

فیسبوک 25 بهمن و فراخوان عاشورا؛فراخوان میدان مبارزه است نه تمرین


1- فراخوان میدان مبارزه است نه تمرین
سرپرست یک مجتمع یا باشگاه ورزشی را در نظر بگیرید که حریف می طلبد و رقیب را رسما به میدان مبارزه دعوت میکند. فراخوان میدهد و اعضاء را به مشارکت در این  زورآزمائی دعوت میکند. روز مسابقه فرا میرسد مردم هم در جایگاه تماشاچی مینشینند. از دید سرپرست باشگاه  قرار نبود اعضای باشگاه فقط تماشا کنند. سرپرست دستش خالی میشود صحنه بدون مبارز میماند وحریف میدان مبارزه را از آن خود میکند. تماشاچیان براه خود میروند. سرپرست تنها میماند و گلایه میکند که چرا درباره یال و کوپال حریفی که برای مقابله ما فرستاده بودند خبررسانی نکردید؟ ندیدید چه حریف قدرقدرتی برای رویاروئی فرستاده بودند و چقدر روی ما حساب باز کرده بودند؟...

دلیل گله ما در تمام آن نامه، عدم انتشار وضعیت تهران در روز عاشورا بود. هنوز هم پرسش داریم. چطور می توان تهران به این بزرگی از نیاوران تا بهشت زهرا دو روز متوالی پر از نیروهای سرکوب باشد و یکی از این رسانه ها (سبز یا غیر سبز، موافق یا مخالف حکومت) حتی یک خط درباره آن ننویسند یا نگویند؟ این همه تلویزیون، رادیو و… روزانه صدها ساعت خبر و تحلیل تولید می کنند، دریغ از یک جمله. چرا شما از آنها نپرسیدید؟ (از متن پاسخ فیسبوک ۲۵ بهمن)

دوستان گرامی فیسبوک 25 بهمن با تکرار همان گلایه در پاسخنامه, بروشنی اثبات میکنند که دیدگاه شان در مورد "فراخوان" چیست؟  قطعا برای ایشان "فراخوان عاشورا" معادل یک مبارزه یا رقابت حیثیتی نیست که مبارزان میدان ملزم باشند فقط به برد فکر کنند. تمرین ساده ایست؛ اگر مردم آمدند شاید کاری کردیم و گرنه به حریف سرمازده میخندیم!!. آیا خیلی عجیب است که "مردم" این چنین میدانی را جدی نمیگیرند؟

به مثال باشگاه و سرپرست که برگردیم دو ایراد اساسی به ایشان میتوان وارد کرد .اولا سرپرست محترم از توانائی های اعضای باشگاه هیچگونه اطلاعی ندارد(یعنی مخاطبان خود را نمی شناسد)وقتی اعضای باشگاه شما رزمی کار نیستند میدان مبارزه را میدان بوکس تعیین نکنید. مثلا اگر شما "بیشمارید" و حریف شما به لحاظ کمیت ضعف دارد هر چند رزمی کار و قلدر باشند, در میدان طناب کشی می توانید برتری خود را برخ حریف بکشید و نه در رینگ خونین.
دومین مشکل سرپرست عدم آمادگی و سازماندهی و به اصطلاح فقدان انگیزه کافی برای بردن مسابقه است. 

و دیگر اینکه به دلیل تعطیلی دانشگاهها قبل و بعد از روز دانشجو عملا ممکن بود بخش زیادی از دوستان دانشجو به شهرهای خود باز گشته و این مراکز به حالت نیمه تعطیل در آیند. اتفاقی که افتاد. این بیانیه در نهایت پس از سه هفته چانه زنی به دلایلی که برای ما روشن نیست توسط رسانه های دیگر مسکوت ماند. در نهایت دو راه بیشتر نداشتیم: ادامه سکوت یا انتشار دعوت. ما هشت روز پیش از عاشورا به دلایلی که عرض خواهیم کرد راه دوم را برگزیدیم. (از متن پاسخ فیسبوک ۲۵ بهمن)

دوستان گرامی؛ فراخوان صحنه بازی نیست صحنه مبارزه است که باید در آن برنده بود و  برنده شد. اگر چنین نگاهی به قضیه ندارید لطفا فراخوان ندهید و راه اول را انتخاب کنید و اعتبارخودتان و اعتماد مردم را برای فرصت مناسب ذخیره  کنید. قطعا دوستان در فیسبوک 25 بهمن با ایده میدان مسابقه موافق نیستند و چندین دلیل معنوی برای درستی فراخوان روز عاشورا خواهند آورد...اما اعتراف به اشتباه و اصلاح نگاه گام مهمی برای کسب پیروزی ها بعدی خواهد بود.
عمیقا اعتقاد دارم ما هنوز می توانیم فراخوان بدهیم به میدان بیائیم و پیروز میدان باشیم بشرطی که 1- مخاطب خود را درست بشناسیم 2- میدان مبارزه را درست انتخاب کنیم 3- اعتماد از دست رفته را به جنبش برگردانیم . اما چگونه؟ بعدا  دراین باره بحث خواهد شد

2-  اصل اعتماد به رهبری جنبش:
25 بهمن 89 روز دیگری بود!. با همه روزها وراهپیمائی های دیگر فرق داشت. اصلا میخواهم ادعا کنم راهپیمائی روز 25بهمن به لحاظ تئوری روشهای میارزه یا اتخاذ تاکتیک حرکتی بود نسنجیده. اما چه شد که در عمل یکی از بزرگترین پیروزی های جنبش  در این روز رقم خورد؟ 25 بهمن یک حماسه بود یک روز استثنائی در تقویم جنبش سبز. روزی که همه  آن انسانهای شجاعی که قدم در حلقه آتش گذاردند از جان و زندگی خود گذشته بودند. بعد از عاشورای 88 که آخرین تحرک جدی جنبش بود, شرایط طوری بود که میبایست چند روز با خودت کلنجار بروی تا خودت را قانع کنی که باید رفت. و اینگونه بودند همه آن میلیون انسان فرهیخته ای که قدم در راه گذاشتند. نه 25 خرداد 88 , نه روز قدس 88, نه 13 آبان و نه حتی عاشورای 88 چنین ویژگی را در خود نداشتند. در همه روزهای پیشین میرفتیم که برگردیم. 25 بهمن ,روزی بود که با اکبر امینی شروع شد و با محمد مختاری و ژاله صانع به شب رسید. آنچه به تئوری غلبه کرد و حماسه 25 بهمن 89 را رقم زد چیزی نبود جز اعتماد به میر و شیخ. دعوتشان در قلب  مردم پذیرفته شده بود و خیابان ها عرصه ظهور این اعتماد بود.

3- مجموعه های اعتراض و بحث مخاطبان:
هر سازمان, گروه, حزب , شبکه اجتماعی - سیاسی یا  حتی یک وبلاگ نویس منفرد مخاطبانی دارد و نظر به مجموعه ای دارد که خود را نماینده یا سخنگو یا حداقل عضوی از آنان میداند .این عنصرسیاسی چه مدعی باشد یا اینکه ادعائی نداشته باشد, نمی تواند خود را از این مجموعه جدا سازد یا منکر آن شود. بطور مشخص فیسبوک 25 بهمن که صفحه ای باز کرده و فراخوان میدهد از این واقعیت گریزی ندارد. بدون شناخت دقیق مخاطبان و مجموعه عضو راه بجائی نمی بریم . مورد خطاب قرار دادن "مردم" هیچ مشکلی را حل نمی کند و فقط بر ابهامات می افزاید . پاسخ دوستان فیسبوک 25 بهمن در مورد سوال مشخص شماره 6(مخاطب شما دقیقا کیست) ازاین ابهام چیزی نکا ست. بیائیم دقیقتربه موضوع فوق بپردازیم: مخاطبان فیسبوک 25 بهمن دقیقا کدام بخش از مردم هستند یا به عبارت دیگر کدام بخش از مردم باید باشند؟
جامعه سبز را از یک منظر به چهار  گروه بزرگ میتوان تقسیم کرد 1-  رای دهندگان: بزرگترین گروه یعنی جماعتی که در روز 22 خرداد 88 به پای صندوق رای رفتند و به میر وشیخ رای دادند. با تخمین این جماعت چیزی حدود 35  تا 40 میلیون از بزرگسالان را شامل میشود 2- 25 خردادی ها: جماعتی که در 25 خرداد 88 به نشانه اعتراض به خیابان آمدند چیزی در حدود 3 میلیون نفر که بدنه جنبش سبز را تشکیل میدهند  3-  قدس-عاشورای88: جماعتی  که به اعتراضات ادامه دادند چیزی در حدود دو میلیون نفر- این جماعت اعتراض میکنند اما نه تا پای جان 4- 25 بهمنی ها: جماعتی که در صورت اعتماد به رهبری جنبش حاضرند برای اعتراض, هزینه بپردازند. چیزی حدود یک میلیون نفر

تقسیم بندی فوق صرفا براساس مقیاس " آمادگی برای پرداخت هزینه" بنا شده میتواند چشم انداز خوبی از میدان مبارزه متناسب با این جامعه واقعی ترسیم نماید. همانطور که گفته شد راهپیمائی 25 بهمن 89 یک حماسه استثنائی بود که براساس حداکثر اعتماد به رهبری جنبش "جماعت دسته چهارم" را به صحنه آورد و به پیروزی رسید. آیا گردانندگان صفحه فیسبوک 25 بهمن میتوانند آن یک میلیون نفر را بخیابان بیاورند؟

پیشنهاد مشخص من به دوستان فیسبوک 25 بهمن بطور خلاصه بشرح زیر است:
1- از فراخوان راهپیمائی یا رینگ خونین در شرایط فعلی پرهیز کنید و تمرکزتان را روی تاکتیک های اعتراضی متمرکز کنید که خوشایند گروه سوم یعنی روز قدس–عاشوراست. مثل تحریم خیابان, تحریم کالاهای خاص ...(که بدلیل هزینه پائین نیاز به سطح اعتماد بالای مردم ندارد)  که بعدا بیشتر در مورد آنها صحبت خواهیم کرد

2- فراخوان میدان مبارزه است و باید برنده شد . برای برنده شدن نیاز به سازماندهی و برنامه ریزی و آمادگی و همچنین مذاکره با دیگران داریم

درپایان ضمن تشکر و قدردانی از دوستان صفحه فیسبوک 25 بهمن برای گشودن درهای گفتگو و نقد,(در صورت تداوم) در بخش های بعدی به بحث تاکتیکهای اعتراضی مناسب, از دوشنبه های اعتراض تا 25 بهمن – تقسیم بندی مخاطبان به لحاظ پایگاه اجتماعی و بحث نظرسنجی و سازماندهی ...خواهم پرداخت

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

فیسبوک 25 بهمن از فراخوان تا گلایه, و چند سوال ابتدائی


امروز، ظهر عاشورا، قرار ما حرکت از هر مسیر ممکن به سمت میدان ولی عصر و چهارراه کالج (محل شهادت شهدای عاشورای تهران)
امروز، شام غریبان: روشن کردن شمع به یاد تمامی شهدای سبز. مکانها: میدان محسنی، امام زاده صالح (تجریش)، حوالی مسجد امیر (کارگر شمالی)
(فیسبوک 25 بهمن)

به همین سادگی! دوستان در صفحه فیسبوک 25 بهمن فراخوان دادند و با "ما" قرار گذاشتند : حرکت در روز عاشورا بسمت محل شهادت شهدای عاشورا.
بدون هیچ شک و شبهه ای میتوان توقع حضور میلیونی "مردم" را از هر سطر این فراخوان دید:


. فردا رویارویی میان دو نیروست: نیروهای اصیل سبز بدنه (همان هایی که همیشه در تظاهرات حضور داشته اند و بی صدا شهید یا زندانی شده اند) و نیروهای سرکوب وابسته به رهبری. فردا عاشورایی به تمام معناست.
ما پیروزیم و همه حتی در این سکوت دردناک با هم هستیم(فیسبوک 25 بهمن)


 حتما گردانندگان صفحه فیسبوک 25 بهمن مانند هر آزادیخواه "اصیل" و معتقد به دمکراسی از سوال کردن یک "نیروی اصیل سبز بدنه" نه تنها دلگیر نخواهند شد که حتما مورد بررسی قرار داده و پاسخگوخواهند بود:


1- با توجه به اینکه روز عاشورا و 16 اذر در تقویم جنبش موجود بوده است. چرا فراخوان اعلام شده در این روز با بدنه اصیل جنبش و بقیه نیروهای اپوزسیون, حداقل در فضای مجازی در زمانبندی مناسب هماهنگ نشده بود؟


2- آیا فیسبوک 25 بهمن برای تعیین نوع و زمان تاکتیک اعتراضی نیازی به نظرسنجی هرچه گسترده تر جهت درک بهتر شرایط و دانستن نظر دیگران احساس نمیکند؟ آیا راهپیمائی را تنها تاکتیک اعتراضی ممکن میدانید؟ 


3- آیا تاکتیک های اعتراضی نباید در ارتباط تنگاتنگ با" مردم واقعی" و از دل جامعه متناسب با خواست و آمادگی مردم بیرون بیایند؟ کلا از نظر شما تاکتیکها چگونه باید تعیین شوند؟  آیا میتوان به مبل تکیه زد و با تماشای چند فیلم تظاهرات دو سال گذشته "مردم" را به خیابان دعوت کرد؟


4- آیا صفحه فیسبوک 25 بهمن بجز خود و جمعی از همفکران به هماهنگی با بقیه نیروهای اپوزسیون هرچند بزعم ایشان "سبز اصیل" نباشند  اعتقاد دارند؟ مثل نمایندگان اقوام, زنان, نیروهای چپ, وبلاگ نویسان و... یا گمان میکنند آن میلیونها مردمی که بیش از دو سال پیش به خیابانها آمدند فقط از همفکران ایشان تشکیل میشدند؟
در غیاب معنا دار تمامی وب سایتهای که صفت سبز را یدک می کشند و تلویزیون های فارسی زبان خارج از کشور، نیروهای بدنه تمام زحمت اطلاع رسانی برای مراسم بزرگ عاشورا را به جان خریدند. این اطلاع رسانی امروز با حضور گسترده نیروهای امنیتی در میادین مهم شهر کامل شد(فیسبوک 25 بهمن)
5-  آیا از نظر شما حضور گسترده نیروهای امنیتی به معنی "جنبش" تلقی میشود یا به معنی این است که "طرف مقابل" برعکس "ما" وظایفش را بخوبی انجام میدهد؟
سخنی با اصحاب رسانه و درد دلی با شما
ما گله ای از گروههای مخالف غیرسبز نداریم. سیاستهای خودشان را دارند و هر رفتاری که مناسب بدانند برمی گزینند. اما شما بزرگواران و اصحاب رسانه ای که خود را عضوی از این جنبش می دانید و نیز رسانه های تصویری که پیوسته ادعای حرفه ای بودن و بی طرفی تان گوش زمین و زمان را کر می کند، چرا وضعیت پادگانی امروز و دیروز تهران هیچ بازتابی در رسانه های تان نداشت؟
(فیسبوک 25 بهمن)


6- صفحه فیسبوک 25 بهمن در جامعه واقعی خود را نماینده کدام قشر(یا طبقه) میداند؟ مخاطب شما دقیقا کیست؟ بفرض محال که فراخوان شما از سوی مخاطبان طرح شده باشد ارزیابی شما از زمان لازم برای تبلیغات گسترده(شعار نویسی و..) برای تحقق و پیروزی یک فراخوان چیست؟

و اگر هیچکدام از این سوالات "ابتدائی" را پیش از فراخوان پاسخ نداده اید از چه کسی گله میکنید؟