۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

سکوت در برابر مرگ تدریجی رهبران سبز, لکه ننگی که پاک نخواهد شد. روز قدس روز اعتراض بر علیه ظلم


سایت صراط نیوز وابسته به مافیای تشکیلات امنیتی خامنه ای اخیرا از وخامت حال میرحسین خبر داده است. با توجه به سابقه اینگونه خبررسانی ها که معمولا جهت سنجش افکار عمومی و واکنش جنبش سبز و مردم صورت میگیرد تا در صورت مساعد بودن اوضاع و سکوت مردم,شایعه را به حقیقت تبدیل کنند,می توان به این نتیجه رسید که با سکوت غیرقابل پذیرش جنبش در مورد حصر رهبران , ضحاک زمان  اینک نقشه  ریختن خون رهبران سبز را در سر می پروراند. برای جنبش سبز و کسانی که داعیه رهبری آنرا دارند هیچ ننگی بالاتر از سکوت در برابر مرگ خاموش رهبران سبزمان نیست. در حالی که مردم سوریه متحد و یکپارچه در برابر دیکتاتوری بپا خواسته اند و هرروز خون خود و فرزندانشان را برای رسیدن به آزادی  فدا میکنند و تا ازادی چند گام بیشتر فاصله ندارند,در حالی که خون شهدای سبز ایران از روی برگه های انتخابات سال 88 هنوز پاک نشده و اسیران ما به مرگ خاموش گرفتار میشوند, به ما رهنمود مشارکت در انتصابات حکومتی را میدهند.تا آخرین شعله های امید را در جنبش آزادیخواهی ایران به یاس تبدیل کنند.
تا آزادی کامل و بدون قید شرط رهبران سبز و همه زندانیان سیاسی ما هیچ سخن مشترکی با این حکومت استبدادی نخواهیم داشت  و درهیچ اقدامی که به به این حکومت مشروعیت بخشد  مشارکت نخواهیم کرد . روز قدس روز مبارزه بر علیه ظلم را به روز اعتراض برای ازادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و رهبران سبزمان تبدیل کنیم

۱۳۹۰ مرداد ۲۲, شنبه

مرامنامه کمپین یک میلیون شبنامه

کمپین یک میلیون شبنامه براساس یکی از شعارهای بنیادی جنبش سبز یعنی هر نفر یک ستاد,یک رهبر ,یک جنبش و الگو برداری از کمپین موفق یک میلیون امضای جنبش زنان و همچنین اعتقاد به تکثر و تنوع که بهترین شکل آن در راهپیمائی های بزرگ جنبش سبز تبلور یافت , شکل گرفته است


تعریف کمپین: هر کدام از اعضای جامعه سبز و آزادیخواه ایران خود را مسئول و متعهد  بدانند که در جهت حفظ و بقای جنبش ازادیخواهی و سبز ایران متناسب با شرایط و امکانات خود و در جهت برقراری ارتباط میان قشر روشنفکر و مردم کوچه وخیابان و شکستن حصر اخبار و اطلاعات در فضای مجازی, بصورت کاملا منظم به لحاظ زمانی(روزانه یاهفتگی) شبنامه هائی را با رعایت کلیه مسائل امنیتی که شرط اول مبارزه محسوب میگردد , بدست مردم برساند. تعداد این شبنامه ها در حالت ایده ال بطور متوسط یک شبنامه در هر شبانه روز( یا مثلا هفت عدد در هفته) تعریف شده که البته منظم بودن این فعالیت بر تعداد شبنامه ها ارجحیت دارد


اصول بدیهی و پذیرفته شده کمپین:

1- اعتقاد به همه موارد ذکر شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر

2- اعتقاد به حفظ تمامیت ارضی ایران

3-  اعتقاد به دمکراسی و صندوق رای


هدف از طرح ایده کمپین یک میلیون شبنامه:

1- کمپین یک میلیون شبنامه اساسا طرح یک ایده یا پیشنهاد یک روش مبارزاتی ست که بیش از همه بر اساس شعار هر نفر یک جنبش به مسئولیت فردی نیروهای جنبش تکیه دارد. در این کمپین افراد در انتظار فرامین از بالا نمی مانند و متناسب با شرایط محیطی و کاری خود, ومیزان ادراک و توانائی های شخصی و حتی انگیزه ها و علایق فردی , بدون  نیاز به همراهی دیگران وظیفه فردی خود را متناسب با ارزیابی خودشان انجام میدهند. بطور مثال یک فعال هویت طلب که هدف آموزش  به زبان مادری بعنوان یک حق مسلم , الویت اول او بشمار می آید – شبنامه شخصی خود را بر اساس همین خواسته تهیه و تکثیر می نماید. همین مثال در مورد فعالان حقوق زنان, معلمان , کارگران و...قابل گسترش میباشد


2- شکستن فضای محصور مجازی و انتقال اطلاعات و اخبار به مردم کوچه وخیابان گامی بزرگ در دمیدن به آتش زیر خاکستر جنبش آزادیخواهی ایران است. نقش هر شبنامه در اجتماع همچون قطره ای خون در پیکر انسان است. با گردش میلیونها شبنامه خون تازه ای در رگهای جنبش بجریان در خواهد امد


3- سازماندهی گرچه از اهداف این کمپین نیست اما ایده پخش شبنامه ,می تواند زمینه ساز تشکیل گروهای کاری کوچک و مورد اعتماد چند نفره در دنیای واقعی گردد. که خود درآینده میتواند هسته های کوچک جنبش را پایه گذاری کند


عضویت در کمپین:

1- بخاطر رعایت مسائل امنیتی که اصل اول مبارزه محسوب میگردد و همانطور که قبلا گفته شد, با تکیه بر حس مسئولیت پذیری فردی, این کمپین  به هیچوجه اقدام به عضو گیری یا تشکیل گروه بخصوص در فضای مجازی نمی نماید . در واقع پخش شبنامه در دنیای واقعی و میان مردم کوچه و خیابان بطور منظم و با تلاش و اراده فردی معتبرترین سند عضویت در این کمپین است. هیچ گروهی بر اساس عضویت تشکیل نخواهد شد و گروه های مقدماتی در فضای مجازی که صرفا برای تبادل نظر و نه سازماندهی بنا شده بودند همگی منحل خواهند گردید.


2- در فضای مجازی صرفا صفحه کمپین یک میلیون شبنامه جهت سنجش میزان استقبال فعالان جنبش سبز از ایده این کمپین همچنان گشوده خواهد ماند


3- در فضای مجازی تشکیل گروهای کوچک دوستانه (غیرمتمرکز)و مورد اعتماد پیشنهاد میگردد. وظیفه این گروههای کوچک تهیه و انتشار شبنامه ها جهت استفاده دیگران  و تبلیغ اهداف و صفحه کمپین در فضای مجازی ست
 

فرمت شبنامه :

1- محتوای شبنامه باید از هر سه اصل بدیهی ذکر شده در بالا پیروی نماید

2- ذکر نام "کمپین یک میلیون شبنامه" در هر شبنامه به لحاظ حفظ همبستگی میان فعالین واقعی کمپین ضروری ست


با درود به مردان و شیرزنان عرصه مبارزه و عمل وبا امید به پیروزی جنبش آزادی خواهی مردم ایران

کمپین یک میلیون شبنامه

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

نگاهی به انتخابات حکومتی ازبلندای قله ای بنام جمهوری ایرانی



تمایل به اتحاد به قیمت عدم شفافیت در اپوزسیون داخلی  از یک سو  و آشکارگوئی با نیروی گریز از مرکز در اپوزسیون خارج از کشور, باعث خلق معجون غریبی از مفهوم کلی اپوزسیون یا نیروهای مخالف رژیم شده که نوشیدن آن به این شکل نتیجه ای جز فلج کامل جنبش آزادی خواهی نداشته و این همان چیزی ست که امروز شاهدیم. بدور از هر نوع کلی گوئی بطور مشخص به بحث روز انتخابات حکومتی  مجلس که در پیش روی ماست نگاهی بیاندازیم.

فراتر از همه عقاید متضاد در مورد نحوه برخورد با انتخابات مجلس از مشارکت محض تا مشارکت مشروط از تحریم محض تا تحریم مشروط و یا راه  سوم , خوشبختانه بدون استثنا همگی در برابر یک مجهول بزرگ بطور مشترک سرگردانیم و آن چیزی نیست جز اینکه : "هنوز نمی دانیم هدفمان چیست و به کجا میخواهیم برسیم".بکار بردن واژه "خوشبختانه "شاید در اینجا چندان منطقی بنظر نرسد, اما چنانکه به روی دیگر این سکه سرگردانی دقیق نگاه کنیم فضائی به گستردگی همه ایرانیان مخالف خواهیم یافت که می تواند زمینه ساز پیوندی نجات بخش و جبهه ای متحد برای همه با هر فکر و عقیده ای گردد.

مفهوم عام جمهوری ایرانی همان قله بلندی ست که می تواند همه ایرانیان با هر عقیده ای بدور خود گردآورد . بگذارید هر شهروندی خودش حقوق اساسی و خواستهایش را در جمهوری ایرانی بیابد و تعریف کند . در های جمهوری ایرانی را باز بگذاریم به وسعت  جغرافیای این سرزمین تا هر ایرانی از هر قوم و مذهب و طبقه آرمانهایش را در ان بیابد بگذاریم اقوام تحت ستم, جمهوری ایرانی را نوعی از فدرالیسم تعریف کنند یا خود مختاری یا حق زبان مادری. بگذاریم طبقات کارگر و زحمتکش سوسیال دمکراسی خود را در آن بیابند . بگذاریم نسل جوان در آن امید و ارزو و شایسته سالاری را معنا کند و زنان برابری جنسی را در آن بیابند. حامیان محیط زیست نجات دریاچه ارومیه و تالابها و عاشقان تاریخ ایران شکوه دوران هخامنشی را در این جمهوری تعریف کنند. مادامی که مفهوم و ساختارکلی جمهوری ایرانی بر پایه های پذیرفته شده حقوق بشر, دمکراسی و اعتقاد به صندوق رای بنا گردد . همه آرمانها و آرزوهای هر ایرانی پذیرفته شده است.

اما سوال اینجاست که پذیرفتن ایده کلی   "جمهوری ایرانی"بعنوان محور اتحاد وآمال همه ایرانیان چگونه وضعیت فعلی را تغییر خواهد داد و ما را از سرگردانی رهائی میبخشد؟
مسئله اینجاست که پذیرفتن جمهوری ایرانی بعنوان هدف یا استراتژی مبارزه در بطن خود چیزی جز اعلام رسمی و شفاف خواست سرنگونی و به زیر کشیدن حکومت اسلامی موجود نیست . بگذارید ببینیم چه کسانی در حرف و عمل "جمهوری ایرانی" را  بعنوان هدف مبارزه میپذیرند . این اولین گام بزرگ در شفاف سازی اپوزسیون داخلی ست . جمهوری ایرانی بیان میکند که مشکل ما با حکومت اسلامی اساسی تر و بنیادی تر از این است که با اصلاح حل شود . حکومت اسلامی حتی در دمکراتیک ترین شکل آن که قبله آمال اصلاح طلبان حکومتی ست حافظ منافع همه ایرانیان نیست . قانون اساسی جمهوری اسلامی با اصول متحجر و ارتجاعی ولایت فقیه انهم فقط در محدوده  شیعه 12 امامی , ضامن حفظ یکپارچگی و حقوق بخش مهمی از مردم این سرزمین نیست و حتی در درون خود چنان خشک و منجمد و تنگ است که در میان شیعیان هم نماینده اقلیتی چند درصدی ست. بنابراین شفافیت در داخل کشور از همینجا آغاز میشود. اتحاد اقوام حول محور جمهوری ایرانی امکان پذیر میگردد و اپوزسیون داخل ایران دیگر مجبور نیست  هر چند سال یکبار لباس مندرس اصلاح طلبی را بدور خواسته اساسی خود بپیچد و جمهوری ایرانی را  مثل یک گناه کبیره در زیر قبای اصلاح طلبی پنهان سازد.

 شفاف و روشن  سخن می گوئیم . ماخواهان سرنگونی حکومت اسلامی و برپائی جمهوری ایرانی  هستیم. جمهوری که بر مبنای اصول بدیهی حقوق بشر و ضامن حقوق همه اقوام و مذاهب و همه شهروندان این مرز و بوم با هر عقیده و مسلکی باشد . این که شکل جمهوری ایرانی چه باشد صندوق های رای تعیین خواهد کرد که با هر انتخاباتی همین شکل نیز قابل تغییر خواهد بود  . اگر  متناسب  با شرایط  تصمیم بگیریم  که در انتخاباتی حکومتی  با شروطی شرکت کنیم یا تحریم کنیم, تنها دلیل,انتخاب  روشهائی تا حد امکان بی درد و کم هزینه برای این انتقال قدرت است و لاغیر .
ما ملت ایران اگر وامی هم به روحانیون برای برپائی یک حکومت دینی داشته ایم  تا دینار آخر پرداخت کرده ایم. دیگر وقت رفتن است آقایان.

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

اگراعضای شورای رهبری جنبش را خودمان انتخاب میکردیم, در جایگاه ده نفر اول چه کسانی می نشستند؟


اگر بعد از حصر رهبران سبزمان, امکاناتی فراهم میشد و این اختیار را داشتیم که اعضای ده نفره شورای رهبری جنبش را تا شکستن حصرایشان وآزادی زندانیان سیاسی انتخاب کنیم, این ده نفر را چه افرادی تشکیل میدادند. 

مسلما این ده نفر منتخب باید قابل اعتماد, با تدبیر, با تجربه کافی جهت هدایت جنبش, آشنا به وضعیت فعلی مملکت و کاملا شناخته شده باشند واز میان ایرانیان مقیم خارج انتخاب شده باشند . ایا اصلا یک همچین ده نفری که بتوانند مورد اعتماد اکثریت جامعه ایران یا حداقل جامعه روشنفکری ایران باشند را می توان یافت؟

آیا نتیجه چنین انتخاباتی با اعضای شورای هماهنگی فعلی منطبق میشد؟ چه کسانی اضافه میشدند یا احتمالا حذف میشدند؟ ایا افرادی مثل شیرین عبادی , مجتبی واحدی , اردشیر ارجمند , احمد باطبی, ...و احتمالا نمایندگان مردم کردستان و اقوام و مذاهب در این شورای رهبری جائی داشتند؟

بطور خلاصه یک شورای ده نفره برای رهبری جنبش باید ازچه افرادی تشکیل شده باشد تا (در مجموع)اعتماد اکثریت مردم ایران و جامعه روشنفکری را از هر عقیده و قوم و طبقه را جلب کرده و بدور از هر حاشیه راه جنبش را هموار کند؟

سرود انقلابی و زیبای "بهاران خجسته باد"متعلق به مردم است انرا به مصادره کنندگان انقلاب 57 واگذار نکنیم

چند هفته پس از کشته‌شدن پاتریس لومومبا رهبر انقلابی جنبش ملی کنگو در آفریقا، شعری با نام «سرود بهار» از دکتر عبدالله بهزادی از اعضای حزب توده ایران در سوگ لومومبا و در همدردی و خطاب به همسر او در اسفند ماه سال ۱۳۳۹، در هفته‌نامه «سپید و سیاه» به‌چاپ رسید که بخشی از آن چنین بود:
«به بانوی سوگوار، که در ماتم شهید بنالید و زان نوا، دل عالمی تپید - بهاران خجسته باد!»

سال‌ها پس از آن «کرامت دانشیان» با چند بیت از این شعر سرودی ساخت که خود آنرا میخواند و حتی به بچه‌های مدرسه روستای سلیران هم آنرا آموخته بود و آنها صبح‌ها سر صف مدرسه، به جای سرود شاهنشاهی این سرود را می‌خواندند. زمانی‌که «دانشیان» بار اول به‌خاطر فعالیتهای سیاسی‌اش به زندان افتاد، این سرود را به همراه دیگر رفقا در زندان میخواندند. بعدها با اوج‌گیری قیام مردمی و آزادی زندانیان سیاسی، این سرود نیز توسط زندانیانی که آنرا می‌شناختند به میان مردم آمد و در یک هفته فاصله بین انقلاب بیست و دوم بهمن ۵۷ و سالروز اعدام دانشیان و گلسرخی، رفقای کرامت دانشیان که خود را آماده برگزاری بزرگداشت این سالروز مینمودند به پیشنهاد پدرام اکبری، تصمیم به اجرای آن سرود که به «بهاران خجسته باد» در بین آنان معروف شده بود می‌گیرند.

وظیفه نوشتن نت این سرود به «اسفندیار منفردزاده» آهنگساز معروف، که خود نیز در رابطه با پروندهٔ خسرو گلسرخی توسط ساواک دستگیر و مدتی زندانی بود، سپرده می‌شود و او به دلیل نبودن امکانات کافی و دسترسی نداشتن به ارکستر، خود به تنهایی تمام سازها را ابتدا تک تک مینوازد و بعد همه را با هم میکس می‌کند. خوانندگان سرود «علی برفچی»، «عبدالله» و «ابوالفضل قهرمانی»، «فرهاد مافی»، «حسن فخار» «پدرام اکبری» و خود منفردزاده بودند.

سرانجام، هنگامی که مراسم یادبود و بزرگداشت «کرامت» و «خسرو» در مدرسه عالی تلویزیون در حال برگزار شدن بود، رفقا خسته، نوار ضبط شده و آماده «بهاران خجسته باد!» را مستقیما از استودیو به سالن برگزاری مراسم می‌آورند و برای نخستین بار این سرود پخش می‌شود.

منفردزاده خود درباره سابقه اجرای این سرود بعدها چنین می‌گوید: «. . . سرود «بهاران خجسته‌باد» با شتاب و با سازهایی در حد اسباب بازی، با وسائل ضبط زیر متوسط سال انقلاب - یعنی بسیار ابتدائی امروز - با صداهایی کاملا غیر حرفه‌ای در منزل و نه در استودیو، ضبط شده است. . . اگر سرود «بهاران خجسته‌باد» بدون کمک امتیازات ویژه با چنین اقبالی ماندگار می‌شود، عشق و ایثار انسانی بزرگ و عاشق، نیروی پرتوان ماندگاری آن بوده است، نه موسیقی و اجرا با صدای من. . . »

بسیاری سرایندهٔ شعر سرود «بهاران خجسته‌باد!» را «کرامت دانشیان» می‌پندارند. که شاید دلیلش این باشد که این سرود را اولین بار از زبان او شنیده‌اند. حتی در نشریات مختلفی که در سال نخست پس از انقلاب منتشر شد، بر بالای متن چاپ شده ابیات این سروده، نوشته می‌شد: «سروده‌ای از کرامت دانشیان». و چه بسا این باور و برداشت از مطالعه همان نشریات سرچشمه گرفته باشد
 
منبع:ویکیپدیا 
 
فایل دانلود:بهاران خجسته باد.