۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

اپوزسیون خارج از کشور بدون داشتن وزن اجتماعی در داخل ,اپوزسیون نیست


مخالفان دولتی یا (اپوزیسیون)  به مجموعه افراد و نهادهای مخالف نظام سیاسی گفته می‌شود که توانائی مخالفت با نظام, سازماندهی حداقل بخشی از اعتراضات مردم و اعمال فشار سیستماتیک به حکومت را با استفاده از سازو کارهای درون جامعه را داشته باشند .
مسلما هر معترضی اپوزسیون نیست و هر اپوزسیونی با وزن اجتماعی خودش محک میخورد. میزان تاثیر گذاری  روی روند تغییرات  سیاسی,  داشتن برنامه مدون برای عبور از نظم موجود به نظم نوین, سازماندهی و شفافیت از دیگر شرطهای لازم برای قرار گرفتن در جرگه اپوزسیون است.

چیزی که مدتهاست در فرهنگ سیاسی ایران به غلط جا افتاده, نامیدن مجموعه مخالفان و معترضان منفرد خارج از کشور بعنوان اپوزسیون خارج از کشور است . گرچه هر کسی در هر جا حق مخالفت با نظام حاکم کشورش و ظلم علیه مردمش را دارد, همانطور که گفته شد این بمعنی اپوزسیون بودن نیست . اهمیت جدا کردن صفوف اپوزسیون و مخالف بخاطر شفاف سازی فضای آشفته سیاسی جنبش آزادیخواهی ایران است .
مسلما در میان هیاهوی مجازی هزاران رهبر, تحلیلگر,وبلاگ نویس, نویسنده و روزنامه نگار که همگی خود را اپوزسیون می نامند نمی توان به نیازو درخواست  فوری و بسیار حیاتی "اتحاد اپوزسیون" جامه ی عمل پوشاند .

اگر با تعریف و شروط ذکر شده در بالا بخواهیم اپوزسیون واقعی ایران را تبیین کنیم شاید به تعداد انگشتان دستها هم نرسد. بدلیل اهمیت موضوع شروط را دوباره بازنگری میکنیم:
1- داشتن وزن و ریشه اجتماعی موثر در داخل کشور
2-  داشتن برنامه و قدرت سازماندهی واقعی مردم

حال اگر بخواهیم مدعیان اپوزسیون ایران را ازدو فیلتر ذکر شده عبور دهیم کدامین نیروها باقی خواهند ماند؟
1- جنبش سبز با وزن اجتماعی گسترده , در واقع بدون شورای رهبری معتمد و مورد توافق وسردرگم
2- جنبش آزادیخواهی کردستان و احزاب شناخته شده مثل حزب دمکرات,کومله, و جدیدا پژاک
3- جنبش ها و تحرکات اقوام , با رهبران وانگیزه های  متفاوت
4- جنبش زنان و کمپین های دفاع از حقوق زنان
5- جنبش دانشجوئی
6- جنبش های کارگری مستقل
7- جنبش اصلاح طلب
بعید است که به لیست محدود فوق کسی بتواند چیزی بیافزاید و وجه مشخصه اغلب این جنبشهای واقعا موجود نداشتن سازماندهی یا نماینده یا سخنگوی ست که مورد پذیرش بدنه همان جنبش است . یا در صورتی که مثل اصلاح طلبان رهبری مشخصی دارند تلاش میکنند رهبری دیگر جنبشهائی که در واقع با دیدگاه های آنان سنخیتی ندارد به کنترل خود درآورند
 فقدان یک" سر واقعی" برای جنبش های نامبرده زمینه ساز اشفته بازار کنونی ست. دهها سوسیالیست کارگر ندیده و رهبران مردم ندیده , احزاب بدون عضو و مانیفستهای معلق در فضای مجازی, "سر"براوردن هزاران "سر" کوچک غیر مرتبط با بدنه اجتماعی با استفاده از امکانات مجازی و دنیای ارتباطات و رهبری مردم ازدرون مانیتورها و تصاویر ایکس لارج  تلوزیونی ریشه در بی توجهی رهبران واقعی جنبشها به امر سازماندهی و اتحاد دارد.
چاره کار گرچه آسان نیست اما شدنی ست و باید از جائی شروع شود باید طی یک روند دمکراتیک همه جنبش های ذکر شده "سر" پیکره خود را انتخاب و معرفی کنند جنبش سبز باید طی  یک روند دمکراتیک شورای رهبری مورد اعتماد  خود را برگزیند و با ارائه برنامه و هدف مشخص, اتحاد با جنبش های مطرح دیگر و رهبران منتخب انان را در جبهه ای مشترک تحقق ببخشد

۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

ارزش هر انسان آزادیخواه ایرانی در بازار سرمایه داری دقیقا چند دلار است؟

دو خبر امنیتی جدید که بتازگی و با وسعت زیاد در فضای مجازی منتشر شده گرچه ظاهرا بی ربط هستند شاید درباطن اینچنین نباشند .
همکاری گسترده سازمانهای اطلاعاتی غرب با قذافی برای سرکوب و شناسائی مخالفان , در حد "داد و ستد" مخالفان و اعزام به شکنجه گاه های قذافی واز سوی دیگر "پرداخت بهای این کالا" با معرفی  و لو دادن اپوزسیون قذافی, هیچ جای تردیدی نمی گذارد که در روابط بین الملل انچه حاکم است قانون تجارت است و اعلامیه جهانی حقوق بشر فقط تزئینی ست برای فروش بهترکالا.

خبر دیگری که بطور مستقیم و تقریبا همزمان با خبر دهشتناک فوق, ما ایرانیان را تحت تاثیر قرار میدهد. فتح! ارتش سایبری در حک کردن سایت شرکت Diginotar   بود که به بزرگترین فاجعه امنیتی معروف شد. این هکران "مبتکر" ایرانی با نفوذ و شکستن دیوارهای امنیتی یکی از قدرتمندترین
سرویس دهندگان دنیای تکنولوژی ارتباطات حالا چه میتوانند بکنند؟

". نهادهای امنیتی ایران از تاریخ 10 جولای 2011، یا فردای هجدهم تیرماه 1390 قابلیت کنترل کامل همه اکانتهای جی میل، اسناد گوگل داکس، گوگل تالک و تمام داده های گوگل پلاس شما را داشته اند. از زمانی که شما کامپیوتر خود را روشن کرده اید، به اینترنت وصل شده و وارد اکانت گوگل شده اید، " جاسوسی که گواهینامه های سرقت شده را در اختیار دارد"، می توانسته ، تک تک کلیدهای شما را ضبط کند. رمز عبور، متن نامه ها، فایلهای الصاقی، لیست کنتاکت ها، آرشیو ایمیل، آرشیو چت ها و خلاصه همه اطلاعات شما را وارسی و آرشیو کند. شوربختانه این مورد تنها به گوگل مربوط نمی شود و یاهو، وردپرس، افزونه های فایرفاکس و حدود 200 گواهینامه دیگر دزدیده شده اند" 

و باز کار به همین جا ختم نمی شود:

" آنها عملا همه اطلاعات شما، رمز عبور جی میل، رمزهای عبور و مکالمات اسکایپ، وبلاگ وردپرس، کامنتهای شما و حتی جزئیات فعالیت ناشناس شمایی که از شبکه حفظ هویت Tor استفاده می کنید را در اختیار دارند"

یعنی اگر این خبر صحت داشته باشد تقریبا همه انچه نظامی مثل حکومت اسلامی مایل است "به هر قیمتی" در اختیار داشته باشد. اکنون در اختیار دارد
اگر دو خبر فوق را در کنار رکود اقتصادی چند ساله اخیر جهان سرمایه داری بگذاریم و کمی هم آشنائی نسبی با اهمیت مفاهیم بنیادی "کالا" و "فروش" و "کسب سود" در دنیای کاپیتالیسم داشته باشیم و بدانیم که مفاهیمی چون حقوق بشر,انسانیت,آزادی اندیشه تا وقتی محترمانه پاس داشته میشوند که به روند چرخه اقتصادی و کسب سود خدشه ای وارد نکنند و معمولا وقت پرداختن به مسائل اینچنینی در دوران رونق جهان سرمایه داری ست و نه هنگام بحران های کمرشکن, انگاه شاید ذهن شکاک ما دائی جان ناپلئون وار به این نتیجه برسد  که آیا بحران اقتصادی شرایط مناسبتری را برای اینگونه "مورد دستبرد قرار گرفتن" مهیا نمی کند؟ مخصوصا از سوی کشوری که برق  دلارهای نفتی بادآورده آن چشم هر "صاحب سرمایه ای" را می تواند خیره کند.
خلاصه اینکه ارزش هر انسان آزادیخواه ایرانی در بازار سرمایه داری دقیقا چند دلار است؟

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

جمعه 18شهریور: اگر حامیان جنبش سبز با همت بلند به ورزشگاه آزادی نیایند, برنده بازی" ایران" نخواهد بود


بر همگان آشکار است که جنبش سبز از میان راه پر پیچ و خمی میگذرد . گذر از لبه تیغ دفاع از منافع ملی , حقوق آزادیخواهان و نجات دریاچه ارومیه درحالی صورت میگیرد که حکومت نالایق و ضد ایرانی از یکسو نابخردانه حتی مسئله زیست محیطی نجات دریاچه ارومیه را نیز برنمی تابد و انرا به موضوعی امنیتی تبدیل میکند وبا طرفداران دلسوز محیط زیست همچون براندازان رفتار میکند . از سوی دیگر موج سوارانی را شاهدیم که سوار بر موج حق جوئی مردم منطقه., بی انکه ذره ای دل در گرو دریاچه ارومیه داشته باشند, در شرایطی اینچنین دشوار دست در دست حکومت, آرزوی نابودی ایران را در سر میپرورانند و بر ساحل خشکیده ارومیه شادمانه پای میکوبند.
مسلما نه فرزندان برومند ستارخان و نه شاگردان مکتب صمد بهرنگی و نه دلاوران سبز جنبش سراسری ایران به دام این اتحاد شوم نخواهند افتاد . جمعه 18 شهریور روز فریاد بلند و متحدانه ما برای نجات دریاچه ارومیه و ایران است . جمعه مسابقه فوتبال نیست . روز اتحاد جبهه متحد برای نجات ایران در هر گوشه آن بر علیه اتحاد شوم حکومت ضد ایرانی و شرکای منفعت طلبشان خواهد بود . ایران امروز در چنین شرایط دشواری نیاز به حمایت و همت بلند ما دارد . یاران بپا خیزید

جمعه 18 شهریور را روز ارومیه نام گذاری کنیم- ما بیشماران در ورزشگاه آزادی

جمعه 18 شهریور را روز, ارومیه, دریاچه و آذربایجان نام گذاری کنیم - و در جهت حمایت از دلاوران آذربایجان و ارومیه و نجات دریاچه همگی به ورزشگاه آزادی خواهیم آمد  با شعار یاشاسین آذربایجان - زنده باد ایران
بار دیگر ثابت کنیم ما متحد و بیشماریم

۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

شعله ای که در آذربایجان روشن شده باید همه ایران را در بر گیرد - اینک نوبت سید علی است

این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
از اشتباهات گذشته باید درس بگیریم - مشعلی که بدست جوانان با شهامت آذربایجان افروخته شده باید دست به دست در سراسر ایران به جنبش در اید و بساط ظلم را یکپارچه بسوزاند - نگذاریم شعله های آزادیخواهی بار دیگر با تفرقه و بی تفاوتی نسبت به یکدیگر به خاکستر تبدیل شود. دیکتاتور تفاوتی میان ما قایل نیست .  استبداد دینی هیچ فرقی میان آزادیخواهان فارس و ترک و کرد و بلوچ و گیلانی و... نمی گذارد. دیکتاتوربرای سرکوب آزادیخواهان در هر نقطه ایران همه قوایش را یکپارچه به میدان میفرستد . ما هم برای پیروزی راهی بجز مبارزه یکپارچه و سراسری نداریم - هر گونه غفلت برای یاری رساندن به مردم دلاور آذربایجان پشیمانی بزرگی را بهمراه خواهد داشت 
یاشاسین آذربایجان - زنده باد ایران