۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

ملی- مذهبی ها خسته نباشید


بر خلاف انتظار چنین بنظر میرسد که «کیهان» در فهم  منافع سیاسی باند حاکم از مرشدان  خیرخواه ملی-مذهبی بسیار جلوتر افتاده است. آنجا که این بزرگان  روی ضعف ایران(منظور دیکتاتور ایران) سر میز مذاکره با امریکا تاکید میکنند و به همین دلیل حکیمانه به دیکتاتور اندرز می دهند که تا برطرف کردن این ضعف و تبدیلش به قدرت پای میز مذاکره نرود – در مورد گروه خود دچار نوعی فراموشی شده و روشن نمیکنند چرا در وضعیت اینچنین  نابرابر خود به چنین نصحیتی عمل نمیکنند؟
در شرایطی که حتی توان رساندن یک نامه یا گفتگوی مستقیم با دیکتاتور را ندارند و هیچ میزو صندلی هم به ایشان تعارف نشده, با چه پشتوانه ای انتظار دارند طرف مقابل به اندرزنامه (به  اصطلاح) استراتژیک ایشان گوش فرا داده و ازتمامی منافع ودستاوردهای خود که با پرداخت هزینه های فراوان بدست امده چشم پوشی کند؟


اگر شخصی را در ایران بتوان یافت که از وقایع 34 سال گذشته کاملا بیخبر باشد و ناگهان به نامه ارسالی فوق دست یابد. با اتکا به این نامه «تحلیلی- استراتژیک» در مورد وضعیت ایران بصورت زیر قضاوت خواهد کرد:
ایران سرزمینی است که سلطانی مقتدر, مطلقه و البته ابله و بیسواد بنام خامنه ای برآن حاکم است که راه و رسم مملکت داری را هنوز نیاموخته. در ضمن دشمن و عامل اصلی بدبختی مردم ایران نه این سلطان, بلکه دشمنی بنام آمریکا و غرب است. خیرخواهان,عاقلان و بزرگان این سرزمین ( بعد از مطالعات زیاد) بهترین استراتژی در جهت نجات مملکت را نوشتن نامه به شخص سلطان دانسته و امید دارند ایشان با هضم این تحلیلهای روشنگرانه, دموکراسی, آزادی و سعادت را برای مردم ایران به ارمغان آورد. و با اتکا به مردم به پای میز مذاکره برد- برد با امریکای جهانخوار بنشیندو باقی قضایا.

تقلیل هزار دستان نظامی-نفتی حاکم در این سرزمین به شخصی همچون خامنه ای که مدتهاست ریشش توسط باندهای مختلف قدرت وجب شده وحتی قادر نیست رئیس دولت منتصب خود را بجای خود بنشاند نشان دهنده سطحی حیرت آور از  ساده انگاری سیاسی پیش کسوتان ملی- مذهبی از عوامل بحران سیاسی- اقتصادی کنونی است و بس.
چگونه میتوان با پند و اندرز, هزاردستان مافیای اقتصاد را که از قضا فرماندهان سپاه نیز هستند, قانع کرد که  از دلارهای نفتی دل بکنند, به پادگانها برگردند,نظارت استصوابی را بردارند, زندانیان سیاسی را آزاد کنند, دموکراسی را به میل خود  کادو پیچ به مردم تحویل دهند و احتمالا دادگاه های مردمی را برای محاکمه خود برقرار سازند؟
آیا بزرگان ملی- مذهبی قواعد این بازی ساده را نمی دانند یا تعمدا دوست ندارند ببینند؟ آیا نمیدانند که تنها راه وادار کردن هزاردستان حاکم که زیر عبای دین پنهان شده اند به هرگونه عقب نشینی و حتی تن دادن به «کمترین اصلاح» تنها با اعمال قدرت و زور* امکان پذیر است؟

 اعمال قدرت مردم یا اعمال  قدرت خارجی دو راه اجتناب ناپذیری ست که پیش روی ماست. دوستان واقعی ایران, مخالفان واقعی دخالت خارجی وجنگ, همان حامیان و سازماندهندگان جنبش های مردمی در داخل هستند نه مخدوش کنندگان تضادهای آشتی ناپذیر طبقاتی و تطهیر کنندگان هزاردستان خون آلود حاکم

ا* اعمال قدرت وزور به معنی سازماندهی جنبشهای موثر (تا حد امکان) بی خشونت مردمی از طریق راهپیمائیها, اعتصابات وتحریم و ...کلیه روشهای اعتراضی آزموده شده ایست که نهایتا به عقب نشینی اجباری دیکتاتوری منجر خواهد گشت

هیچ نظری موجود نیست: